دوباره گفتن ِدلتنگیهای به جای مانده از بی قراری روزهای باتو
لب خشکانده;
و تکرار عبث ِعهدی نا نوشته , که دور تر از قرار مهر , ادامه دارد به خط ِ روزها
نوید ِاسارت ِفردا می دهد...
غیر از این نبوده که گواه ;
هنوزه خورشید ِکش آمده به شهریور است
به گِل مانده ذهن در تلفظ ِغریب ِواژه ی دوست داشتن.....
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:37 توسط س.ع (صبور)
|